ایناکا ها و راز های نا گشوده
ایناکا ها و راز های نا گشوده
ایناکا ها و راز های نا گشوده
امریکای جنوبی مهد اسرار امیزترین تمدنهای بشری میباشد . و “اینکا”ها و “مایا”ها را شاید بتوان سرامد تمام آنها دانست . البته اقوام های دیگری نیز در امریکای جنوبی و لاتین وجود داشتند که امروزه بصورت معمائی در نزد باستان شناسان و محققان قرار گرفتند مثل ” مویسکا”ها که “اینکا”ها از بازماندگانشان میباشد و البته “مایا”ها نیز قرابت بسیاری با “اینکا”ها داشتند . ” ازتک”ها نیز قدمت بسیاری در امریکای لاتین دارند و همینطور “المک”ها و “ماچیکا”ها نیز سهم بسیاری در امریکای جنوبی دارند . بناهای عظیم “تایاهواناکو ” در پرو و همچنین اشکالهای هندسی دشت “ناسکا” مکانهای است که به این اقوام نسبت داده میشود . “تیوتی هواکان” را از زبان “المک”ها گرفته اند و این نامی میباشد که “المک”ها بر آن نهادند . این مطلب را برای این مطرح کردم تا شما عزیزان با پراکندگی قومی در امریکای لاتین اشنا شوید اما تمام این اقوام ها در ائین مذهبی در علم و هنر و از همه بالاتر در اسرار امیز بودند با هم مشترک هستند و تمام این اقوام بازمانده “اینکا”ها میباشند . کشورهای مکزیک ,پرو , کلمبیا , ارژانتین, کاستاریکا, و چند کشور دیگر محلهائی است که اثار این تمدن بزرگ را هر چند بصورت ویرانه در دل خود دارند . امروز تصمیم دارم کمی عمیقتر به مطلبی که در قسمت اول نوشته ام بپردازیم و انگاه نگاهی داشته باشیم به دیگر اقوام امریکای جنوبی, میدوارم نوشتن این مطالب کمک ناچیزی به شناخت این تمدن به شما خوبان بکند.
برای درک بهتر مطلب به نقشه زیر توجه کنید
1
- ” مهاجرت اسرار امیز “
شاید بتوان امریکای جنوبی را مهد تمدن اسرار امیز زمین دانست . تمام این اسرار بوسیله قوم اینکا و مایا به وجود امده است . سرزمین امریکای جنوبی از همان آغاز بعنوان یک معما در برابر مورخین و باستانشناسان قرار گرفته است . واز همان آغاز صدها سئوال در برابر کاشفین این سرزمین قرار داشت که تا امروز در هاله ای از ابهام فرو رفته است . تمدنی که به نقطه اوج هنر و علم میرسد و بناهای را میسازد که حتا دانشمندان امروز با تمام وجود در برابرش کرنش میکند . این قوم آثار زیادی را در نقطه نقطه امریکای جنوبی از خود بیادگار گذاشته بعنوان مثال خرابه های جنگل های “کوات مالا ” و ” یوکاتان ” را میتوان با ساختمانهای عظیم و با شکوه مصر مقایسه کرد . سطح زیربنای هرمی چون ” چولولا ” که در 60 مایلی شمال مکزیکو قرار دارد بزرگتر از هرم ” خوفو ” است و زیر بنای هرمی که در “تئوتی هاکان” در 30 مایلی شمال شهر مکزیکو قرار دارد ناحیه ای به وسعت تقریبی هشت مایل را پوشانده و همهء ساختمانهای این بناها در یک خط و در جهت ستارگان قرار گرفته اند .
مطابق قدیمی ترین متن هاییکه از ” تئوتی هاکان ” بجا مانده خدایان در این نقطه جمع میشدند, وبرای انسانهای دیگر تصمیم میگرفتند . از جمله میتوان به تقویم “مایاها” و فرمول نویسی شان که صحیح ترین و دقیق ترین تقویم های جهان بشمار میروند اشاره کرد و امروز ثابت گردیده تمام بناها در ” چی چن ایت زا ” و ” تیکال ” و ” کوپان ” و ” پاله نگ ” مطابق تقویم افسانه ای “مایا”ها ساخته شده است و این فقط بخاطره احتیاج نبوده, که مایاها هرم ها و بناهای خود را میساختند . بلکه نظر مهم تری برای ساختن این بناها در بین بوده است . که تقویم به آنها دستور میداده که هر پنجاه دو سال یکمرتبه بتعداد معینی, از این پله ها میباید تکمیل گردد . سنگهای بکار برده شده با این تقویم ها ارتباط داشته و پایان هر ساختمان معرف یک دوره نجومی بوده است . در اثر پدیده خارق العاده و باور نکردنی که در سال 600 ( البته مبنای تقویم خودشان ) اتفاق افتاده!! مردم مایا ناگهان مجبور شدند شهرهای را ترک کنند . شهرهائی با آن معابد زیباو هرم های که حتا امروزه هم یک شاهکار هنری منصوب میشوند . مجسمه های ظریف, استادیومهای عظیم, میدانهای جالب, همه و همه را پس از صرف اینهمه تلاش و هنر و کار و کوشش پشت سر گذاردند. پس از تخلیه شهرهای مزبور, جنگل شروع به پیشروی در جهت شهر کرد و گسترش جنگل باعث نابودی ساختمانهای بزرگ گردید و بالاخره تمام آن زیبائی ها تبدیل به تابلوئی از خرابه ها گردید . پس از این واقعه دیگر هیچکس در این شهرها سکنی نکرد . تا امروز فرضیه های بسیاری توسط باستان شناسان و محققان درباره این کوچ عجیب بیان شده اما تمام آنها تنها یک فرضیه هستند . اجازه بدهید چند فرضیه مهم را که توسط محققان بیان شده برای شما بیان کنم . عده ای بر این عقیده هستند که قوم مایا توسط یک حمله تجاوزکارانه از سرزمین خود بیرون رانده شدند , ولی بلافاصله این سئوال پیش می اید که کدام قدرت قادر بود تا مایاها را که در اوج تمدن و فرهنگ و قدرت خود قرار داشتند شکست بدهند.؟ ودلیل دیگر اینکه هیچ اثر و نشانه ای که بتواند از یک برخورد نظامی خبر بدهد در این سرزمین پیدا نشده است . نظریه دیگر این است که مسائل جوی باعث مهاجرت ملی سکنه این سرزمین شده است ولی دلیلی برای طرفداری از این نظریه وجود ندارد. زیرا که فاصله پیموده شده در این محاجرت دست جمعی فقط حدود 225 مایل است که حتا یک کلاغ هم میتواند به آسانی آنرا طی کند . نظریه دیگر این است که هجوم بیماری باعث این مهاجرت شده اما بازهم همان سئوال فاصله کم مطرح میشود و در اخر چرا بعد از پایان بیماری به شهر خود باز نگشته اند . همانگونه که قبلا گفتم ” مایا “ها اسرار آمیز ترین تمدن پیشین بشر بشمار میروند .
2- ” ستاره شناسان بینظیر “
همانگونه که گفتم “مایا”ها تقویمی بسیار دقیقی داشتند که تا 400 میلیون سال را بصورت دقیق محاسبه کرده بودند که حتا امروز هم برای دانشمندان بصورت یک راز باقی مانده . آنها منجمان و ستاره شناسان بی همتائی نیز بودند که در کار خود بسیار خبره نشان میدادند . آنها پس از مهاجرت دوباره شروع به ساختن ساختمانها, اهرام ها و معاید خود , مطابق تاریخی که قبلا در تقویم ثبت شده بود کردند . برای اینکه شما عزیزان به دقت و بینظیر بودن تقویم مایاها پی ببرید, دورهای زمانی مورد استفاده آنانرا با هم مورور میکنیم دیدبانی ( رصدخانه ) چی چن اولین و قدیمیترین ساختمان مدور ( استوانه ای ) در مایا محسوب میشود و حتی در حال حاضر هم که مرمت شده دقیقا شبیه رصدخانه های امروزی میباشد .
ساختمان مزبور,مدور و ارتفاع ان از جنگلهای اطراف بسیار بالاتر است . و به روی سه قطعه زمین مرتفع بنا شده است و در داخل پله هایی مارپیچ قسمتهای پائینی را به قسمت بالائی پست دیدبانی متصل میکند و در قسمت گنبدی این ساختمان دیدبانی دریچه ای است که میتوان از طریق انها ستاره ها و صفحه اسمان را بخوبی دید و رصد کرد. دیوار خارجی ان از نقش های خدای باران و انسانهای بالدار پوشیده شده است . همانگونه که قبلا گفتم اسرار بیشماری در این تمدن ناشناخته وجود دارد . این قوم اطلاعات زیادی از سیارات و بخصوص از اورانوس و نپتون داشتند . باور کردنی نیست ولی انها در ریاضیات خود از عدد صفر استفاده میکردند و برای همین محاسبات آنها اینگونه دقیق میباشد . آنان معلوماتی که منجر به محاسبات سالهای شمسی و ونوسی میشود را تا چهار رقم اعشاری بدست آورده بودند .
خداوند مقداری ذرت برداشته و آسیاب نمود,سپس با آب “چیکن ایتزا” ممزوج نمود و خمیری درست کرد و بعد آنرا بصورت انسان درآورده و در تنور پخت , سپس نفس خود را در آن دمید و فرمود : زنده شو!! بدین طریق بود که مایاها, اربابان زمین زاده شدند . )
این بود افسانه نحو خلقت مایاها, اما این قوم متمدن با فرهنگ اسرار آمیزشان که خود عمائی است, واقعا از کجا پیدایشان شد.؟ یکی از دانشمندان به نام “لوئیس چاوز اوروزکو” میگوید که آنها از حوزه رودخانه می سی سی پی به آنجا سرازیر شده اند . اما دانشمند دیگری به نام “سیلو انوس جی مورلی ” عقیده دارد که آنها از همان نژاد اسکیمو یا از قبایل سرخپوست ساکن در شمال امریکا بوده اند . در افسانه ها چنین آمده است : که در بین بنیان گذاران امپراطوری مایا , سردارانی به نام “بالام کوئیچ” (ببرخوش خنده) که رئیس قبیله کاوک بود و “بالام ایاب(ببر شب) که رئیس قبیله نیتروی بود , “ماوکوتاح” (نام مصور) که رئیس قبیله اهائوکوئیس بود و “بالام ایکوبی” (ببر کره ماه ) که رئیس قبیله تاموت و ایلوراث بود, قرار داشتند . تمام اینها میرساند که مایاها قرابت نزدیکی با اینکاها داشتند .
احتمالا امپراطوری آنها ابتدا در محل استان پیتن در کشور گواتمالا در اوایل مسیحیت شکل گرفته است ( البته بعضی معتقدند که 200 قبل از میلاد بوده ) قدیمیترین تاریخی که در دست میباشد مربوط به سال 57 میلادی است . واز سال 400 میلادی به بعد, آن اربابان کره زمین – عنوانی که انها به خودشان داده بودند – شروع به گسترش به سوی شمال غربی و جنوب غربی بسمت مکزیک,هندوراس و سایر قسمتهای امریکای مرکزی نمودند .
سپس در سال 909 میلادی به دلایل نامعلومی خانه و کاشانه خود در شهرهای باشکوه را که با آن زحمت در طول قرنها بنا کرده بودند, رها نمودند و اجازه دادند جنگل با رشد سریع و بی رویه خود آنها را در کام خود فرو ببرد . آنها به “یوکاتان” نقل مکان کردند, این موضوع از آنجا بیشتر عجیب جلوه می نماید که کشوری را که ترک نمودند , بهشت اسا و حاصلخیز بود , در صورتی که وطن جدید انها قلمرو حیوانات وحشی و حشرات سمی بوده و لم یزرع و غیر قابل سکونت بود . البته من در مطلب قبل تئوریهائی مهاجرت آنها را که محققان بیان کردند را ذکر کردم . بهر صورت “مایا”ها مجددا شروع به ساختن شهرهای جدید در “یوکاتان” نمودند . آنها دوباره اهرامها و معابد خود را مثل گذشته بنا کردند . مایاها در دوران شکوفائی خود به چیزهای بزرگی دست یافتند . قدیمیترین شهر آنها در ” یواکزاکتون ” در کشور گوتمالا یک مرکز مهم ستاره شناسی بوده و دارای یک بنای منحصر به فرد در دنیا بود, یعنی یک هرم در داخل یک هرم بزرگتر دیگر , و در نزدیکی آن مرکز , شهر “تیکالا ” قرار داشت که پایتخت مذهبی و علمی محسوب میشد و دارای معابد سلطنتی باشکوه و باغهای معلق و یک استادیوم ورزشی بزرگ بود که بازی های ورزشی ملی خود را که شبیه به بازی بسکتبال امروزی ماست در آنجا برگزار میکردند .
این ورزش در واقع در عصر ماقبل کریستف کلمب در سراسر امریکای جنوبی محبوبیت داشت, ولی در میان مایاها بازی انطوری بود که برای تماشاچیان خطر بهمراه داشت , یعنی بازیکنان میبایست یک توپ لاستیک سفت را از میان یک حلقه سنگی که بطور عمودی در فاصله نسبتا دوری نصب شده بود, شوت نموده و از آن رد نمایند,تا یک امتیاز بیاورند .
لذا وقتی که بازیکنی موفق می شد توپ را از حلقه رد نماید , موظف بود آنقدر تماشاچیان را دنبال نماید و هر کدام را که به چنگ اورد لخت نموده و هست و نیست او را تصاحب نماید و این عمل تعقیب و گریز انقدر ادامه داشت تا سوت خاتمه کشیده شود .
از مراکز مهم دیگر ” یوکاتان ” – یکی ” اوکسمال ” و دیگری ” چیکن ایتزا ” بود که حدود سال 534 میلادی بنیانگزاری شدند و هنوز هم میتوان شکوه و عظمت شاهانه آنها را از روی خرابه های باقی مانده مشاهده نمود و موضوع عجیبی که در مورد آنها وجود دارد , شباهت بناهای یادبود آنها از نظر طرح و سبک به بناهایی از این دسته در کشور ” کامبوج ” و سایر قسمت های جنوب شرقی اسیاست!! بعضی از محققین عقیده دارند که در کنار خیابانهای شهرهای مایاها حوضچه های آب سرد و گرم وجود داشته و آب آنها از چشمه های آب گرم تامین نمی شده است بلکه با استفاده از وسایلی آب را گرم میکرده اند .
این اقدام آنها در خور تعمق و ستایش است, و تاسیسات مشابه آن در زیر خرابه های قصر ” ماینوس ” در جزیره کرت و بعضی از شهرهای آسیائی مشاهده شده است . واقعا اصول شهر سازی مایاها بینظیر است . سیستم فاضلاب و همچنین آبرسانی انها بسیار منطقی و باور نکردنی است , اما این اقوام با این تمدن عظیم از چرخ استفاده نمیکردند . انها جاده های زیبا و حصار کشی شده را میساختند اما هیچ نشانی از چرخ و وسیله های چرخدار در این قوم بچشم نمیخورد .
فرعونی در مکزیک
قبل از اینکه پرفسور “تامپسن” یافته های خود را تشریع نماید , چنین تلقی می شد که اهرام امریکایی و مصری از نظر کاربردی با هم متفاوتند , یعنی اهرام امریکایی صرفا به عنوان معبد ساخته شده اند و اهرام مصری به عنوان مقبره فراعنه بنا نهاده شدند .
اما وقتی او شروع بخاک برداری از گودی واقع در داخل ان هرم نمود به اسکلت هفت انسان دست یافت که در داخل حفره اطاقک مانندی دفن شده بودند . شواهد دیگری در سال 1952 در یک محل که پر از آثار مایاها بچشم میخورد بدست آمد !! از جمله یک هرم پلکانی عظیم در هشت کیلومتری شهر ” پالنگ ” در مکزیک, کشف شد . در آنزمان تیمی از کاوشگران تحت نظر پرفسور “البرتو روزلهالیر ” به مدت دوسال مشغول تجسس در آن ناحیه بودند تا اینکه موفق به کشف یک راهرو در داخل آن هرم شدند که مدخل آن عمدا با پاره اجر و سنگ مسدود شده بود . وی با جدیت بیشتری و با کار گروهی سخت آنقدر به حفاری ادامه داد تا به کف هرم رسید و بعد از اینکه یک سنگ بزرگ را که مانع حرکت آنها بود کنار زدند, با یک اطاق 5/2*4متر در زیر آن مواجه شدند , که در کف آن سنگ لوح حکاکی شده ای وجود داشت و علیرغم اینکه بعضی از کنده کاری های روی آن محو شده بود, ولی تصاویر خورشید ,ماه و سیاره زهره به خوبی نمایان بود . وزن آن سنگ لوحه و تنگ بودن فضای داخل آن اطاق چنان بود,که بلند نمودن آن بدون استفاده از وسایل مکانیکی امکان پذیر نبود و این معما بوجود داشت که مایاهای عهد باستان چگونه توانسته بودند آن سنگ عظیم و سنگین را در آنجا کار بگذارند.؟ به هر حال پرفسور “تامپسن” با همان مشگلی روبرو شد که 25 سال قبل از وی , پرفسور ” هاوارد کارتر ” در مقبره توتان خامون روبرو شده بود. در اینجا نیز وی مجبور شد مانند همکارش از وسایل مکانیکی بهره گیرد و با یافتن یک تابوت از سنگ قرمز رنگ که اسکلت یک مرد به طول قامت 170 سانتیمتر را در برداشت , پاداش زحمات خود را کسب نماید . علاوه بر تابوت, گنجینه نفیس دیگری از سنگ یشم در داخل مقبره وجود داشت که شامل یک ماسک از همان سنگ به قیافه شخص متوفی که روی صورت وی نهاده بودند . مسلم بود که او یکی از امپراطوران مایا بود,ولی نحو دفن وی در دل یک هرم این امر را ثابت میکرد که ارتباط نزدیکی بین تمدنهای حوزه مدیترانه و امریکای جنوبی وجود داشته است .. (( دوباره بحث قاره گمشده یا همان اتلانتیس به میان آمد . آیا براستی این تمدنها از طریق این قاره با هم در ارتباط بودند.؟ یا باید بحث خدایانی که از آسمان آمدند و به این قوم آموزش چگونه زیستن را دادند ایمان آورد.؟ یکبار دیگر متن ابتدای این مطلب را بخوانید : چقدر شبیه پیامهای ادیان امروزی ما است .. در مطلب بعد چند نمونه از این پیامها را برای شما مطرح خواهم کرد . ))
در ضمن در مورد تقویم که شما آنرا براستی از دقیقترین تقویمها بحساب آورده اید باید بگویم که تمامی پیشگوئی های مایا ها با اندکی تاخیر یا زودتر بوقوع پیوسته اند (در حدود سی ثانیه عقبتر یا جلوتر!!!) حتی انفجار برجهای آمریکا و وقوع جنگ و بلاخره پایان دنیا در سال 2012 ! بله حدود چهار سال دیگر, ایا براستی اینگونه خواهد شد. ایا این پیشگوئی بوقوع خواهد پیوست.؟؟ جواب چه آری باشد و چه هرگز , چیزی را از ارزشهای این قوم اسرار امیز کم نخواهد کرد.
رفسور ” ریماند کارتایر ” درباره مایاها اعتقاد دارد که : آنها در خیلی از زمینه های علمی از همتایان یونانی و رومی خود جلوتر بودند . آنها در ستاره شناسی و ریاضیات خیلی ماهر بوده و در نتیجه علم گاه شماری را به مرحله تکامل رساندند . آنها رصدخانه های گنبدی شکلی را میساختند که از نظر جهت یابی از رصدخانه های قرن هفدهم پاریس دقیقتر بود . از آن جمله میتوان به رصدخانه ” کاراکل” اشاره نمود که در شهر “چیکن ایتزا” در سه طبقه ساخته شده بود . همچنین تقویم های بسیار دقیقی را بر مبنای سال 260 روزه ,ویژه امور مذهبی , 365 روزه خورشیدی و 584 روزه سیاره زهره تدوین کرده بودند . امروزه طول دقیق یک سال خورشیدی بعد از محاسبات طولانی در 2422/ 365روز تثبیت شده است . در صورتی که مایاها همین تقویم را 2420/365 براورد کرده بودند که تا سه رقم اعشاری مشابه تقویم امروزی صحیح میباشد.!! همین پرفسور درباره تقویم مصریان میگوید : احتمال دارد مصریان نیز به چنین رقم دقیقی دست یافته باشند و آنرا از روی اندازه های اهرام استنباط میکنیم . در صورتی که مایاها تقویم مدونی داشته اند .
هنر بسیار پیشرفته مایاها همسویی های فراوانی با هنر مصریان دارد . مثلا نقاشیهای آبرنگ دیواری و یا تصاویر روی کوزه های آنها نیم رخ کاملا واضحی از انسانهای سامی را نشان میدهند, که یا در حال شخم زدن هستند یا ماهیگیری میکنند , یا دارند ساختمان بنا می کنند و یا به فعالیت های مذهبی مشغول میباشند . نمونه های مشابه آن را جز در مصر در جای دیگر نمیتوان سراغ گرفت .
از سوی دیگر سبک کوزه گری آنها شبیه به گوزه گری آتروریا و سنگ تراشی آنها مشابه هندوها و اهرام پلکانی با شیب تندشان نیز شبیه به اهرام ” انگکوروات است .
“ریاضیات در سنگ نبشته ها “
در تمام تمدنهای دنیا , کتابت به صورت ناقص آغاز شد و در طول سیر خود, بصورت یکنواخت و تدریجی تکامل پیدا کرد . اما این امر در مورد مایاها صدق نمی کند, زیرا هنر کتابت آنها از همان اغاز تمدنشان به حد کمال رسیده بود . در ریاضیات نیز مایاها از وجود صفر باخبر بوده اند , آنها صفر را بصورت یک صدف ریز بکار میبردند . همچنین به سیستم اعشاری, لگاریتم و دیگر محاسبات ریاضی آشنا بوده اند پرفسور ” انر ” در این باره چنین نوشته است : موقعی که تصویری در یک کتیبه مثلا 10 مرتبه یا بیشتر تکرار میشود و یا تعداد پله های یک هرم تا انتهای بصورت دقیق و حساب شده محاسبه میگردد, این نشانه یک محاسبه دقیق ریاضی میباشد . تمام هنر مایاها در ریاضیات متمرکز شده بود که در نهایت به روی کتیبه های سنگی منتقل شده است . علم نجوم نیز در مایاها نسبت به بقیه اقوام آن سرزمین به مراتب پیشرفته تر بوده است, آگاهی آنها به سیستم منظومه خورشیدی و صور فلکی تعجب برانگیز است . یک طاق با عظمت به یادبود کنگره ستاره شناسی که در 2 ماه سپتامبر 503 میلادی در “کوپان” آن سرزمین برپاگردید, بنا شده است ( واقعا جای تعجب دارد که این قوم اسرارانگیز این همه علم و معرفت را از کجا آموخته اند.؟. کتیبه ای که نشان از گرامی داشتن این کنگره ستاره شناسی که در آن بزرگترین عالمان و ستاره شناسان مایا در آن شرکت کردند با تاریخ مختص مایا بر طاق یکی از بناها نقش بسته است.!! ) ساختمان رصدخانهی آنها بطور شگفت انگیزی مشابه رصدخانه های امروزی ما میباشد,منتهی بدون وجود دستگاه و آلات مدرن ستاره شناسی امروز, و جای تعجب اینجاست که آنها بدون داشتن این قبیل تجهیزات چگونه توانسته اند اطلاعات دقیقی در مورد اجرام سماوی کسب نمایند.!! آیا براستی آنها ” اربابان کره زمین ” بوده اند.؟ اجازه دهید یک نگاه کلی به شهرهای مایا بیندازیم . شهرهای آنها با جلال و جبروت, تمیز و مرتب بوده است . میادین و چهارراه های آنها وسیع و سطح خیابانها یا سنگفرش بوده و یا با ماده سفید سیمان مانندی پوشیده شده بود . معابد آنها مزین به تصاویر عظیم موجودات عجیب و باغچه ها و آب نماهای زیبا در همه جا بچشم میخورد. یک سیستم فاضلاب بهداشتی تمام شهر را در بر گرفته . جاده های آنها بخوبی جاده های اینکاها نبوده ولی این چیزی از ارزش جاده های آنها کم نمی کند . مثلا جادهء به طول 100 کیلومتر از کوبا به یاکزونا که با سیمان پوشیده شده و طرفین آن نرده کشی شده بود و تماما از یک منطقه صعب العبور باتلاقی گذشته است . سئوال این است که ” مایاها که از چرخ استفاده نمیکردند و هیچ گاری و یا وسیله چرخداری در شهر آنها نبوده این جاده ها را برای چه احداث کردند.؟” . مایاها انواع مختلف گیاهان را پرورش داده و رنگ های متنوع گیاهی تولید می کرده اند – مثل ابی , بنفش, نیلی و رنگهای دیگر . آنها همچنین از لاستیک برای ساختن پای افزار, توپ بازی و ضد آب نمودن لباسهایشان استفاده میکردند ( البته منظور از لاستیک درختی میباشد که از آن صمغی بدست می آید که خاصیت لاستیک دارد و به همین نام آنرا میشناسند ) آنها حتی از برگهای فندق وحشی و با استفاده از چسب و صمغ , کاغذ و کتاب درست میکردند . با وجود اینها تفاوت تکنیک آنها غیر عادی نبود . این خلاصه ای بود از تمدنی که “مایا “نام دارد و همچنان اسرار امیز باقی مانده . هنوز کسی نمیداند که آنها این همه علم را از کجا بدست آوردند . چرا مهاجرت ملی کردند . و این تمدن عظیم چگونه از میان رفت .
امیدوارم توانسته باشم با معرفی این قوم اسرار انگیز کمکی هر چند کوچک در جهت معرفی این قوم پر معما کرده باشم.
تصاویر باور نکردنی صحرای نازکا
بر روی این کره خاکی – در میان دشتها و صحراها در میان جزایر دور دست و حتی در اعماق اقیانوسها- باقیمانده تمدنهایی بچشم میخورد که قرنها از پیدایش و نابودی آنها می گذرد . بسیاری از این تمدنها برای ما ناشناخته اند . گاه حتی دلیل ساختن بناهای آنها نیز برای ما چون معما میباشند . براستی نیاکان ما چه اندیشه ای برای ساختن این بناها داشته اند؟! چه پیغامی درون این بناهای اسرار امیز وجود دارد.؟! مطلب امروز ما, بررسی نقاشی های شگفت انگیز صحرای ” نازکا ” میباشد . بسیاری از دانشمندان بر این باورند که طراحی این نقاشی ها بدون هماهنگی از اسمان امکانپذیر نیست.! و معما از همینجا آغاز میشود . اما آنچه این معما را پیچیده کرده تصاویر مشابه دیگریست که در سایر نقاط جهان وجود دارد . آیا ارتباطی بین این تمدنها بوده است ؟! طبق آزمایشهای انجام شده خطوط بین سالهای 600 تا 400 قبل از میلاد حک شده اند و آنرا به تمدن” نازاکای ” در امریکای جنوبی نسبت داده اند . این خطوط در مجموع 450 کیلومتر مربع را در بر میگیرد . این خطوط مجموعه چندین تصاویر به اشکال مختلف است که در زمینی کاملا مسطح به وجود آمده است. با توجه به نسبت های دقیق هندسی این خطوط نشان میدهند , به هیچ وجه امکان پذیر نیست که ** یا کسانی بدون استفاده از وسائل مدرن , آنهم از روی زمین به چنین محاسبات عظیمی دست بزنند . تنها راه انجام محاسبات هم این است که شخصی از ارتفاعی کمتر از پنج کیلومتر به افرادی در زمین دستور دهد تا خطوط را حک کنند . حال در دوهزار سال پیش تر چگونه در سرزمینی مسطح که کوه و تپه ای هم در اطراف ان وجود نداشته !! کسی میتواند به ارتفاع پنج کیلومتری پرواز کند و دستور چگونگی حک خطوط را به افرادی در روی زمین فرمان بدهد.؟!! معمائیست که هنوز پاسخی به آن داده نشده !! بنابر این باز هم به باور بسیاری میرسیم که از ملاقات تمدنی پیشرفته با زمینیان خبر میدهند و آنها را قادر می کنند که با توجه به قدرت پرواز و سفینه ای که در اختیار داشتند این محاسبات را انجام داده و بعد روی زمین آنرا حک کرده باشند !!
نقاشیهای که از آسمان معنا پیدا می کنند .!!
در یک عصر آفتابی در سال 1941 دو محقق امریکایی در حال بررسی در فلات ” نازکا ” واقع در جنوب کشور پرو بودند . آنان خطوط اسرارامیز عظیمی را مطالعه میکردند که در مسافتهای طولانی بر روی زمین نقش بسته بودند . در میان بیابان صدها خط متقاطع در جهات مختلف کشیده شده بود. بعضی از این خطوط که به جاده های ” اینکاها ” معروف شده اند, از یک نقطه مرکزی شروع شده و مانند انفجار ستارگان به هر طرف پراکنده شده اند . از جمله اشکال دیگر, سه گوشهای دراز و ذوذنقه هایی به شکل باند فرودگاه هستند. “
پائول کوزوک ” مورخ و همسرش برای مطالعه سیستمهای آبیاری باستانی به این صحرا رفته بودند . اما خطوط عجیبی در بیابان ” نازکا ” توجهشان را جلب نمود, آنها با کامیونشان تصمیم گرفتند یکی از خطوط را دنبال کنند . سرانجام به کنار یک شیب تند در فلات رسیدند, آنها وسط یک شبکه خورشیدی مانند از خطوط ایستاده بودند. بعدها ” پائول کوزوک ” نوشت : » ما علاوه بر خطوط زیادی که پیدا کردیم, به دو راست گوشه و ذوذنقه هم برخوردیم, از همه عجیبتر آنکه چسبیده به یکی از راست گوشه ها و نزدیک به مرکز آن باقیمانده محو شده یک نقاشی عظیم و نامفهوم را کشف کردیم . سرانجام در حالیکه سرمان از سئوالهای بیشماری به دوران افتاده بود, برای دیدن غروب باشکوه به مرکز شبکه خورشیدی بازگشتیم و در حالیکه مشغول تماشای پائین رفتن خورشید در افق بودیم, ناگهان متوجه شدیم که شعاع خورشید, درست بر روی یکی از خطوط طولانی منفرد قرار گرفته است .
لحظه ای بعد بیاد اوردیم که آنروز 22 ژوئن, روز شروع زمستان و کوتاهترین روز سال است . روزیکه در دورترین نقطه شمال غرب, خورشید غروب می کند . در حالیکه از هیجان می لرزیدیم بطور تصادفی کلید حل معما را پیدا کرده بودیم. «ایا واقعا” اینطور بود؟ ” پائول کوزوک ” با مشاهده این تقارن نتیجه گرفت که خطوط ” نازکا ” راهنمای بزرگی برای حرکت کواکب بوده است . ” سرجی نورمن لاکر ” در مطالعاتش درباره ” استون هنج ” در انگلیس به همین نکته در کتابش اشاره کرده است . بزودی تئوری ” پائول کوزوک ” مورد بحث قرار گرفت و در میان عقاید دیگر درباره منشاء اصلی این نقاشیهای پرویی مکانی ویژه پیدا کرد . باستان شناسان بتدریج اشگال دیگری در صحراها و بر روی تپه ها پیدا کردند . از جمله تصویر یک عنکبوت بزرگ, مرغ مگس خوار و انسانی جغدگونه چشم اندازه وسیعی را اشغال کرده بود . این اشکال پیامهایی در بر داشته اند که در طول تاریخ گمشده اند . اگر چه اشکال صحرای ” نازکا ” تماشائی ترین اشگال روی زمین هستند, ولی منحصر بفرد نیستند . در کنار پیکره ها – اشکال مارها, پرندگان و انسانهایی که در جنوب غربی امریکا وجود دارند, معماری مرموز سازندگان خاکریزهای جنوبی و میانی ایالات متحده امریکا را هم باید اضافه نمود . در ناحیه جنوب غربی انگلیس تصاویری از انسانها و اسبها وجود دارد که اصل و منشاء آنها در دوره ماقبل تاریخ گمشده است. به هر حال مهمترین جنبه معماری خاکریزها این است که بطور کامل از سطح زمین قابل تشخیص نیستند.! این معما که این تصاویر خاکی و سنگی چرا ساخته شده اند و چه کسی آنها را ساخته, قرنهاست که باستان شناسان را بخود مشغول کرده است.! در هر صورت هیچکدام از این تصاویر به اندازه تصاویر ” نازکا ” توجه علاقمندان اینگونه اشکال را برنیانگیخته است . از دوره ” پائول کوزوک ” تا به حال باستان شناسان صدها خط که بعضی از انها حدود 8 کیلومتر طول دارند و اشکالی شامل 18 پرنده که بین 27 تا 250 متر طول داشته اند را نقشه برداری کرده اند . این اشکال در مساحتی به اندازه 800 کیلومتر مربع منطقه لم یزرع بین شیب غربی کوههای آند و کرانه های پرو پراکنده شده اند . این اشکال جایی قرار دارند که درهم امیختگی شرایط زمین و آب و هوا برای هنرمندان نازکا شرایط کاملا” مساعدی را فراهم کرده بود . سطح صحرا از شنهای زردرنگ و خاک رس پوشیده شده است و لایه ای از سنگهای اتشفشانی و ریگهای سیاه در زیر آن قرار دارد. این خطوط بر روی این به اصطلاح تخته سیاه, از خراشیدن لایه سطحی که در نتیجه ان لایه زیرین اشکار شده بوجود امده است . اگر این خطوط در شرایط جوی دیگری قرار گرفته بود ,فرسایش در عرض چند ماه خطوط را از بین میبرد . اما در صحرای نازکا یکی از خشکترین نواحی کره زمین میانگین باران سالانه 5/1 سانتیمتر است . فرسایش باد هم در حداقل ممکن قرار دارد . برای گرمای ثابت و وجود لایه ثابت هوا حداقل فرسایش را بوجود می آورد . سنگهای سیاه انرژی خورشید را جذب نموده و آنرا پس میدهند . کم بودن پوشش گیاهی و سخت بودن سطح خاک تا حدی است که محققین انرا با سطح مریخ مقایسه کردند .
” پائول کوزوک ” در گردش کوتاه خود در منطقه متقاعد شد که ممکن است خطوط بخشی از رصدخانه ای باشد برای ثبت علائم آسمانی . این تصور به ساکنان صحرا این اجازه را داد که زمان وقوع دوباره طغیان رودخانه را حدس بزنند و کاشت و برداشت محصول را بتوانند به موقع انجام بدهند . ” رائول کوزوک ” اجبارا” تحقیقاتش را پایان داد و به شغل تدریس در دانشگاه نیویورک بازگشت . اگر چه او بازگشت ولی چکیده افکارش را به دوست آلمانی اش سپرد . ” رائول کوزوک ” جانشینی بهتری از ” ماریا ریچی ” نمیتوانست پیدا کند . او در سال 1903 در شهر زیبای ” درسدن ” واقع در آلمان بدنیا آمد . ” ماریا ریچی ” دختر یک قاضی بود و در یک خانواده بسیار منظم و مستبد تربیت شده بود . خانواده اش او را به تقویت هوش و بازیهای ورزشی تشویق میکردند . در سال 1920 ” ریچی ” در شنا و ریاضیات از بقیه همکلاسهایش پیشی گرفت . او دختر مستقل و مصممی بار آمد . پیدایش حزب نازی ” ماریا ریچی ” را مجبور به ترک وطن نمود . در سال1932 به آگهی در روزنامه هامبورگ برخورد که نیازمند یک ناظر مالی برای یک خانواده ثروتمند در کشور ” پرو ” بودند . او از این موقعیت استفاده کرد و در پایان دهه بعنوان معلم و مترجم اوراق رسمی علمی در پایتخت ” پرو ” – شهر ” لیما” به کار پرداخت . در آنجا بود که ” ماریا ریچی ” با” پائول کوزوک ” آشنا شد . ” پائول کوزوک ” او را با ریاضیات و نجوم آشنا کرد و به مطالعه خطوط ” نازکا ” دعوت کرد . ” ماریا ریچی ” 36 ساله از آن زمان به بعد, بقیه عمرش را درباره مطالعه خطوط اسرار آمیز ” نازکا ” گذراند و زمانی درباره کارش چنین گفت :
“انگار به درون این کار سر خوردم . من همیشه در مورد همه چیز خیلی کنجکاو بودم. “
ریچی در سال 1945 کار خود را در شهر لیما ترک کرد و به شهری در نزدیکی ” نازکا ” رفت . جائیکه باقی عمرش را به مطالعه دقیق و کامل خطوط گذراند . او هفته ها در یک کلبه ساده و با یک رژیم گیاهی زندگی میکرد . نان – پنیر – میوه و شیر غذاهای او بودند . از صبح خیلی زود بیدار می شد, تا بتواند طلوع خورشید را که بخصوص در دوره تحول تابستانی بر روی بعضی از خطوط قرار میگرفت ببیند . او نظریات ” پائول کوزوک ” را مبنی بر ارتباط خطوط با تحولات تابستانی و بهاری و اعتدال پائیزی و قرارگیری بعضی از نقاط در ارتباط با پیدایش فصلی بعضی از ستارگان, همگی را تائید کرد . او همراه با یک جارو و یک وسیله اندازه گیری در صحرا خطوط را اندازگیری نمود . در حقیقت, اوایل کار زمانیکه با جارو در محل پیدایش می شد – ساکنان محلی تصور میکردند یک جادوگر را دیده اند . یکبار ” ریچی ” بعد از چند روز راه رفتن و جارو کردن یک مسیر مارپیچ, ناگهان دریافت که در دم یک میمون غول آسا ایستاده است . او گفت : »تنها کاری که کردم بر روی زمین نشستم و خندیدم . « او شباهت زیادی بین اشگال غول آسا و کوزگری و منسوجات سرخپوستان پیدا کرد . باستان شناسان هم نظریات او را تائید نمودند . اثار هنری پیدا شده در نزدیکی خطوط ” نازکا ” – به زمانی از عمر منطقه اشاره می کند که تمدن سرخپوستان ” نازکا ” بر بیان مسلط شده بود . از ساکنان اولیه کرانه های ” پرو ” که به نظیر می رسد تمدن پیچیده ای هم داشتند و قبل از امپراطوری
” اینکاها ” می زیسته اند, اطلاعات کمی در دست است . آنان بوسیله زراعت و کشاورزی و با استفاده از سیستمهای آبیاری جالبی زندگی را می گذراندند . اینان سازندگان اهرام بودند ( اهرام تئوتی هاکان واقع در مکزیک) و گوزه گری و منسوجات بسیار جالبی خلق نموده اند . هزاران تکه سرامیک رنگارنگ که بیشترشان متعلق است به تمدن ” نازکا ” بین سالهای 400 تا 600قبل از میلاد, در تمامی دشت ” نازکا ” پراکنده شده است . این بقایای سرامیک و خطوط تنها آثار باقیمانده ساکنان صحرا است . ” ماریا ریچی ” ریاضیدان مجذوب این نظریه شد که ” نازکاها ” در طرح و ساخت خطوط از اصول زمین شناسی استفاده کرده اند . او دریافت بعضی از خطوط که چند کیلومتر طول دارند و بدون کوچکترین انحرافی از مسیر مستقیم از تپه های کوچک و کاریزها میگذرند – با قواعد بینظیر ریاضی محاسبه شده است . در ” نازکا ” تصاویری مثلث شکل با چیدمان عجیب بچشم میخورد – این اشکال تا امروز یک اسرار باور نکردنی را در خود جای داده است – آیا شما شهامت شنیدن آنرا دارید؟! موضوع خیلی ساده است – ساکنین گذشته نازکا قبل از آنکه ” فیثاغورس” و” تالس” از زاویه ها و محاسبات آن سخن بگویند – این محاسبات را میدانستند.! آنها در دل صحرا مثلثهای عظیمی را رسم کرده اند که بدون دانستن این دانش, رسم و کشیدن آنها غیر ممکن بوده است.! ” ریچی ” متوجه شد – سرخپوستان ابتدا طرحهایشان را در ابعاد کوچک در نقطه ای می کشیدند, سپس آنرا در اندازه های بزرگتری پیاده میکردند . تمامی زندگی ” ماریا ریچی ” بکار در صحرا و زندگی با ساکنان صحرا گذشت . این زن با لباس ساده و شمایلی خاص خود به قهرمان ” پرویی ” معروف شده بود .
تولد او در شهر گ نازکا ” جشن گرفته شد و خیابان و مدرسه ای به اسم او نامگذاری شد . به او برای کار مستمر و مطالعاتش پاداشی بین المللی اعطا شد . این زن جستجوگر در سال 1980 با انکه نیمی از بینائیش را از دست داده بود – هنوز سرپا بود و به کار و تلاش خود ادامه می داد . افراد بسیاری در صحرای ” نازگا ” فعالیت کردند و تئوریهای مختلفی را ارائه دادند – اما جنجالی ترین تئوری از زبان و قلم پرفسور ” اریک فن دانیکن ” جاری شد ه است . ” نازکا محل فرود و برخاستن سفینه های افراد هوشمند از سایر کرات دیگر میباشد .!! او در یکی از سخرانی های خود فریاد زد : آیا باندهای فرود را نمی بینید؟ آیا اشکال دقیق هندسی را نمیتوانید مشاهده کنید؟ یک نگاه به پرنده آتشین نازگا بیندازید . از صدها مهندس آرشیتکت شاید یک نفر هم نتواند رتیل نازکا را رسم کند. از چه می هراسید ؟ اریک فن دانکین را میتوان با نویسنده کتاب ” هری پاتر ” مقایسه کرد . در سال 1968 کتاب ارابه خدایان پرفروش ترین کتاب سال شناخته شد و تقریبا” به تمام زبانهای روز دنیا ترجمه شد . او بعد از رهائی از زندان مسافرت خود را به تمام نقاط دنیا اغاز کرد .
تصاویر عظیم در مکانهای دیگر
در سال 1923 در حدود 1800 کیلومتر دورتر از صحرای پرو در دشت نازکا – ” کلنل جری فیلیپز ” خلبان نیروی هوائی در یک هواپیمای کابین باز دو باله جنگ جهانی اول بر فراز صحرای “موجاوه “در ارتفاع 1500 متری زمین در حال پرواز بود . در نزدیکی شهر کوچک ” بلایت ” نزدیک کالیفرنیا بطور اتفاقی به پائین خیره شد . او بعدها نوشت :
»چیزی را که دیدم به سختی باور کردم . در صحرای بدون سکنه و به دور از تمدن, طرح بزرگی از یک مرد و یک حیوان با دم بلند روبرو شدم «
در طی سالهای بعد گزارشات زیادی بوسیله محققان و جستجوگران منتشر شد و دیگران را بر آن داشت که منطقه را از نزدیک مشاهده و بررسی کنند. در نقطه ای در نزدیکی “کلرادو ” حدود 275 شیار بر روی زمین دیده شد که علائم گنگ و عجیب همانند نقاشی کودکان از حیوانات و انسانها بودند . سطح زمین ” موجاوه ” همانند صحرای ” نازکا ” از صخره هایی پوشیده شده است که به سبب نور خورشید سیاه رنگند . قاعدتا” هنرمندان موجاوه هم همان تکنیک جابجائی سنگها را برای رساندن پیغامهایشان بکار بردند . بیشتر علائم و خطوط صحرا از سال 1970 کشف شدند و این موضوع مرهون زحمات باستان شناس کالیفرنیایی ” چی ون ورلهوف ” و همکارانش که یک مزرعه دار محلی و خلبان ” هری کیسی ” است . آنها با هواپیما و پیاده بر روی زمین, تمامی منطقه را که کاشفان اسپانیایی به آن لقب ” صحرای مردگان ” را داده بودند جستجو کردند . اگر بخواهم تمام نقاشی ها و خطوط اسرار آمیز قاره امریکا را بیان کنم این مطلب پایانی ندارد . اما در یک کلام در قاره پهناور امریکا بیش از 45 تصویر عظیم از حیوانات و اشکال مختلف میتوانید مشاهده کنید . البته اکثر آنها را باید از داخل هواپیما و از بالا مشاهده کتید . اما قاره امریکا تنها قاره ای نیست که این تصاویر بر روی آن نقش بسته است . در کشور انگلستان و در فاصله 105 کیلومتری غربی لندن دهکده “برکشایر” قرار دارد . بر روی یکی از تپه های این دهکده تصویر اسب ” پوفینگتون ” را میتوانید مشاهده کنید که چهار نعل در حال تاختن است .
این تصویر بیش از 111 متر طول دارد, قدمت آن تقریبا” برابر است با سنگهای ابتدائی “استون هنج ” اما برای کشیدن این اسب حتما” باید از فضا راهنمائیهای صورت گرفته باشد .! چند کیلومتر دورتر در میان کناره های تپه ها در “دورتشایر ” شکلی عظیم الجثه به ارتفاع 150 متر قرار دارد . این شکل عظیم الجثه مردی است که چماقی بزرگ بدست دارد, طی قرنهای زیادی به دلیل برهنگی این تصویر او را بنام ” مرد بی حیای سرنی ” میشناسند .
این نقش هم مانند دیگر تصاویر بصورت یک راز باقی مانده است . درباره این تصویر عظیم, افسانه های زیادی بین مردم رواج دارد . بعضی میگویند او همان ” هرکول ” معروف روم باستان است . در حالیکه عده ای میگویند که پیکره یکی از خدایان سلتیک است . افسانه های عامیانه مدعی هستند که این نقش نشانگر غولی است که در آن مکان کشته و سر از بدنش جدا شده است . افسانه ها هر چه باشند – مهم نیست . مهم این است که تصویر ” مرد بی حیای سرنی ” و دیگر اشکال هنوز هم انجا هستند و مردم زیادی مراسم مختلف خود را بر گرد آنها انجام میدهند . در طی قرنها اشکال قدیمی تپه های بریتانیا, موجاوه , و تصاویر بی همتای نازکا – دانشمندان حرفه ای و آماتور بسیاری را به تعمق واداشته است . علی رغم تمام نظریه ها و تئوریهای مختلف خوش ظاهر – فاصله ما با آن تمدن چنان زیاد است که به گفته ” بانوی صحرا ” -”ماریا ریچی” در کتاب خود با نام خطوط : ما هیچوقت تمامی جوابها را پیدا نخواهیم نمود . اما تلاش می کنیم .
اربابان کره زمین
در میان بناهای باشکوه ” مایا “ها در ” په لنگ ” و شهر” چیکن ایتزا ” نقوش حجاری شده بسیاری بر تخت سنگها و دیوارها بچشم میخورد – اما سرآمد تمام آنها تابوت حجاری شده ای است, که بسیاری از باستان شناسان و دانشمندان علوم فضائی را به تعجب و تحسین وادار کرده است – این تابوت در سال 1952 توسط تیم کاوشگران پرفسور ” البرتو روزلهالیر ” بعد از گذشت 2 سال تلاش بی وقفه بدست آمد . در کنار این تابوت انواع لوح های سنگی که وزن بعضی از انها بیش از 5 تن میباشد , بهمراه یک ماسک سنگی که با ظرافت بینظری ساخته شده است – بدست آمد . بر روی این تابوت – تصاویر پیچیده ای نقش بسته بود که سالها تصور می شد این اشکال معنا و مفهوم خاصی ندارند .
پرفسور ” ریماند کارتایر ” باستان شناس نامی جهان که سالهای بسیاری صرف تحقیق و بررسی تمدنهای امریکای لاتین و بخصوص تمدن شگفت انگیز ” مایا “ها کرده است, بعد از یک کار طاقت فرسا توانست رمز کتیبه ها و همچنین تابوت حجاری شده را پیدا کرده و آنرا ترجمه نماید. کار پرفسور ” ریماند کارتایر ” چون طوفان سهمگینی بود که بر اندیشه دانشمندان امروزی ما تازیانه می زد – خبر بسیار حیرت انگیز و شگفت آور بود – مایاها هزاران سال پیش, از نیروی الکترو مغناطیس زمین با خبر بودند .!! آنها درک عمیقی از سیستم خورشیدی و پرتوهای حرارتی آن داشته اند . سئوالی که دانشمندان از خود میپرسیدند این بود : گونه .؟!! مایاها از کجا به این دانش عظیم دست پیدا کرده بودند.؟ این سئوالی است که دانش امروز جوابی برای ان ندارد . متاسفانه بخش عظیمی از کتیبه ها “مایا”ها نابود شده است – اما همان اندک مدارک, دال بر دانشی می کنند که دانش امروز قادر به درک آن نیست . به عنوان مثال باستان شناس امریکایی –” هایات وریل ” بیش از 30 سال از عمر خود را صرف تحقیق پیرامون تمدنهای از بین رفته در امریکای جنوبی و مرکزی نمود . او در کتاب بینظیر خود تحت عنوان ” پلی از نور ” از یک شهر ماقبل ” اینکاها” نام میبرد که در حفاظ یک دژه مستحکم و غیر قابل نفوذ سنگی قرار داشت و تنها راه رسیدن به داخل ان پلی از نور یا یک ماده یونیزه بود که بنا بدلخواه ساکنین آنجا ظاهر و یا ناپدید می شده است.!! ” هایات وریل ” که در سن هشتاد سالگی چشم از جهان فرو بست – تا اخرین لحظه عمرش آن را تائید مینمود و همسر وی نیز که بعد از او هنوز در قید حیات بود از نقطه نظرات شوهر متوفی اش حمایت میکرد . اما ” هایات وریل ” با کدامین مدرک اینچنین محکم از یک پل نوری حرف میزند.؟! در کشور مکزیک یک قلعه مستحکم که دیوار به بلندی 14 متر و پهنای بیش از 5 متر میباشد وجود دارد – که بصورت مربع است و هیچ دربی ندارد . وزن سنگهای بکار رفته در این بنای اسرار امیز هر کدام بیش از 25 تن میباشد – که بصورت باور نکردنی صیقل داده شده است – در اطراف این قعله اسرار آمیز هیچ مدخل یا وردی کشف نشده است.
ایا ” اینکا”ها بخود انهمه زحمت طاقت فرسا میدادند که یک بنای بی درب بسازند.؟!! یا آنها میدانستند چگونه از این دیوارهای غول پیکر عبور کنند؟! همانگونه که میدانید این قوم اسرار آمیز خبرگان علوم ریاضیات – نجوم و ستاره شناسی بودند – “مایا”ها از چرخ استفاده نمیکردند – اما جاده های پهن و یکدست آنها باستان شناسان را به این فکر انداخت که انها چه نیازی به این جاده های پهن داشتند.؟!! محاسبات بسیار دقیق ریاضی – ستاره شناسی و نجوم بینظیر از “مایا”ها تمدنی ساخته که بقول پرفسور “اریک فن دانکین” “مایاها” ربوتیک ترین تمدن جهان هستند.!! تمام زندگی و دانش انها از روی تقویم و برنامه شکل میگرفته است. تمام بناهای باشکوه از روی برنامه و تقویم مایائی ساخته شده است.!! چه ** این تقویم را در اختیار آنها قرار داده است.؟!! سئوالی که هنوز پاسخی به آن داده نشده.!! در یک افسانه مایائی بنام “پوپول وه ” اینچنین میگوید : خدایان قادر به شناختن و دانستن همه چیز بودند, کیهان و چهار جهت اصلی – قطب های زمین و همچنین گرد بودن شکل زمین را میدانسته اند.!! چگونه اجداد “مایا”ها از گرد بودن زمین باخبر بودند.؟! آنان نه تنها صاحب یک تقویم افسانه ای بودند بلکه محاسبات باور نکردنی هم انجام داده اند که تا امروز چون یک معما حل نشده است . آنان می دانستند که سال زهره 584 روز است و مدت سال زمینی را هم در حدود 2410/365 روز محاسبه کرده اند ( محاسبه دقیق امروزی عدد 2422/ 365 است) – محاسبات مایائی به 64 میلیون سال پیش برمیگردد . نوشته های دیگر در جزئیاتی بحث میکند که قریب به 400 میلیون سال قدمت دارد . این فرمولهای مشهور زهره ای را- تنها میتوان با یك كامپیوتر امروزی محاسبه کرد . به هر تقدیر بسیار مشگل است که منشاء این حقایق را از مردمانی جنگل نشین که بسیاری آنها را وحشی میدانند بدانیم . فرمول مشهور نجومی “مایا”ها از قرار زیر است : تزولکین 260, سال زمینی 365 و سال زهره ای 584 روز است . این اعداد ظاهرا حاصل یك تقسیم ساده عجیب را, پنهان نگاه میدارند .
اما 365 مساوی حاصل ضرب 73 در 5 و584 مساوی حاصل ضرب 73 در 8 است .
960 37 = 73 × 2 × 260 = 73 × 2 × 13 × 20 ( ماه )
960 37 = 73 × 5 × 104 = 73 × 5 × 13 × 8 (خورشید) 960 37 = 73 × 8 × 65 = 73 × 8× 13× 5 (زهره )
به عبارت دیگر تمام این ادوار بعد از 37960 روز با هم تقارون پیدا می کنند . اساطیر مایائی مدعی است که بعد از این ,خدایان به محل استراحتگاه بزرگ خود باز خواهند گشت . براستی این محاسبات پیچیده – شگفت انگیز نیست .؟!! در مدت 8 سال زمینی – زهره 13 بار به دور خورشید میگردد و این محاسبات را “مایا”ها به شکل بینظیری انجام داده اند . استفاده از تقویم زهره ای یک حقیقت قابل ملاحظه است, زیرا درست است که درخشش چشمگیر آن احتمالا توجه “مایا”ها را به خود جلب کرده است اما محاسبه مدت زمان گردش انتقالی آن نسبت به کره زمین دانش نجومی عظیمی را می طلبیده است . شاید باور کردنی نباشد اما آنها کسوف و خسوف را تا چندین هزار سال بطور دقیقی محاسبه کرده اند .
تا چند سال پیش نوعی تقویم در کشورمان دیده می شد و احتمالا الان هم وجود دارد . این تقویم کوچک که شکل گردی داشت ازچهار لایه فلزی تشکیل شده بود و هر ** که میخواست مثلا بداند 5 سال دیگر 23 بهمن در چه روزیست – آنرا به روی اعداد تنظیم میکرد و مثلا متوجه می شد که آنروز یکشنبه است, تعجب نکنید این راز را هزاران سال پیش مایاها میدانستند و از آن برای پیشگوبینی خسوف و کسوف استفاده میکردند . تزولکین ریاضیات و محاسبات پیچیده مایا است, این ریاضیات جدولی از یک قرینه سازی اعدادی شکل میگرفته است .
http://www.ufo-alien.mihanblog.com
لینک دانلود کتاب گمشده انکی
از مقالات محققانه ای که در نقد و بررسی کتاب نوشته شود استقبال خواهد شد
روشن است که ترجمه کتاب خالی از اشتباه نیست . بنابراین از محققان خواهش می کنم ما را از دانش خود برای تصحیح خطاها بی نصیب نگذارند .
ترجمه این کتاب هم به معنی تایید تمامی نظریات مندرج در آن نیست .
دوستان گرامي حتما دانلود كرده و بخوانيد.
ممنون از دوست خوبم مهر عزيز كه اين كتاب با ارزش را براي ما فارسي زبانان ترجمه كرد.دوست عزيز ممنون از زحماتت.
قوم غول پيكران(عاد)
در این مطلب سعی داریم که بیشتر با یکی از بزرگترین اقوام عرب بائده
یعنی ( عمالقه) آشنا شویم.
نام عمالقه آن گونه که تاریخ نویسان ذکر کرده اند
از نیای این قبیله ( عملیق بن لاوذ بن ارم بن سام ) گرفته شده است و
آنان امتی بسیار عظیم بودند.
عمالقه قومی بسیار جنگجو بودند و سرزمین های بسیاری را فتح کردند و
همچنین حکومت های بزرگی را بوجود آوردند که ان شاء الله در ادامه
مطلب توضیح بیشتری خواهیم داد.
یکی از بارزترین خصوصیات این قوم یا بهتر بگوییم بسیاری از قبائل عرب
بائده داشتن جثه های تنومند و غول آسا بود.
تصاویر کشف شده از اجسادی متعلق به انسان هایی بلند قامت در مصر که طی حفاری های باستان شناسی بدست آمده است.
که به احتمال بسیار زیاد متعلق به عمالقه مهاجرت کرده به مصر(هکسوس ها) می باشد.
یا همچون عاد که خداوند در قرآن آنان را به تنه های نخل تشبیه کرد.
( کانهم اعجاز نخل خاویه)…….سوره ی حاقه آیه 7
و یا ثمود که در دل کوه ها خانه های خود را می ساختند و قرآن در مورد
آنان می فرماید:
( و تنحتون من الجبال بیوتا)
و از کوه ها خانه هایی برای خود می سازید.
مقایسه ی جثه انسان های بلند قامت باستانی چون عاد و عمالقه با بدن انسان های امروزی به متر
عمالقه نیز از قبائل عرب همنژاد عاد و ثمود بودند
مسکن اصلی این قوم در جنوب جزیره ی عرب بود
بعدها به نواحی شمال جزیره یا عراق کنونی مهاجرت می کنند و در آنجا
حکومت های بزرگی را تاسیس می کنند.
یکی از بزرگترین حکومت هایی که آن را به مهاجران عمالقه به عراق
نسبت میدهند همان حکومت بزرگ ( حمورابی) می باشد.
قانون گذاری و تمدن حکومت حمورابی در جهان باستان بی سابقه بود.
برای اطلاعات بیشتر رجوع شود به (کتاب تاریخ اسلام نوشته ی علی
اکبر فیاض ص 13.)
تصویری از قانون نامه ی ( حمورابی) که به نظر برخی باستان شناسان آنان فرزندان همان عمالقه مهاجر به عراق بودند که در آنجا تمدنی عظیم بنا کردند.
اما پس از تکاثر نسل فرزندان نوح در عراق مجبور به ترک آنجا شده و
دوباره به سوی جزیره ی عرب برمیگردند و تیره هایی از آنان به سوی
مناطق نجد، عمان، بحرین، یمامه، تهامه،یمن، و بلاد شام
مهاجرت میکنند و در آنجا منتشر میشوند.
همچنین قسمتی از آنان به سرزمین مصر مهاجرت کرده
و بر آنجا حکومت میکنند.
در تاریخ از تیره هایی از عمالقه که بر مصر حکومت کردند
با نام ( هکسوس) یاد شده است.
هکسوس متشکل از دو واژه ی ( هکا+سوس) می باشد
این واژه به زبان مصری باستان یعنی ( پادشاهان چوپان).
تاریخ نویسان مدت حکومت (هکسوس ها) یا همان (عمالقه) را از سال 1540 پیش از میلاد تا سال 1790 پیش از میلاد ذکر کرده اند.
عمالقه به تدریج با اقوام مصری مندمج گشتند و بسیاری از لغات عربی
سامی را وارد زبان مصریان کردند.
جالب است بدانید که در زمان حکومت پادشاهان عمالقه بر مصر بود که
بنی اسرائیل وارد مصر شدند.
و به احتمال زیاد پادشاه مصر در زمان حضرت یوسف (علیه السلام)
اولین یا دومین پادشاه از نسل عمالقه باشد.
و در کتاب تورات در قسمت عهد قدیم از جنگ بین
بنی اسرائیل و عمالقه سخن می رود.
همچنین آیات قرآن نیز از جنگ میان بنی اسرائیل و ستمگران مصر
سخن می گویند.
طبری تاریخ نویس معروف و صاحب کتاب تاریخ طبری ذکر می کند که
قبیله ی (جاسم) از عمالقه در شهر (یثرب) یا همان مدینه ی امروزی
سکنی گزیدند.
همچنین تاریخ نویس معروف دیگر ( ابن خلدون) تیره هایی از
عمالقه را نام می برد که عبارتند از:
* بنو لَفٍّ.
* بنو هزان.
* بنو سعد بن هزان.
* بنو الغوث بن سعد بن هزان.
* بنو مطر.
* بنو الأزرق.
* بنو الأرقم.
* بنو عفار.
* بنو خيبر.
* بنو قطران.
* بنو غفار.
* بنو النار.
* بنو حراق.
* بنو راحل.
* بنو عبيل.
* بنو السميدع.
* بنو عمرو.
* بنو نعيف.
* بنو نظرون.
* بنو عبدين ضخم.
* جرهم.
* الكنعانيون.
* الأموريين (العمور)
عمالقه را جزء عرب های بائده می شمارند چون به مرور زمان
و با اختلاط نسل آنها با اقوام دیگر کمتر اثری از آنان به جای ماند.
در طی سالیان دراز و پس از امتزاج نسل آنان و ازدواج با
قبائل عرب های باقیه مانند عدنان و قحطان
و حتی اقوام دیگر خصوصیات ژنتیکی خود را
که شامل جثه های تنومند بود را از دست دادند
و نسل آنان یا منقرض شد
و یا برخی در قبائل و اقوام عرب و غیر عرب دیگر تحلیل یافت.
اما با این حال تا سال های بسیار زیادی هنوز برخی فرزندان آنها
جثه های تنومند خود را حفظ کرده بودند؛
هرچند که دیگرهرگز مانند اجداد خود نبودند.
لازم به ذکر است که تا مدت ها پس از تحلیل یافتن آنها
و تبدیل شدن آنها به امتی بائده (منقرض شده) هنوز بقایایی از آنان
بین عرب های باقیه زندگی میکردند.
مانند ( بنی انیف) که با یهود یثرب و قبائل قحطانی اوس و خزرج زندگی
کردند.
اما بعد از ورود اسلام تنها افرادی از آنان وجود داشتند
که به بزرگی قامت ضرب المثل بودند.
تاریخ از برخی شخصیت های عمالقه نام برده است
در این جا برخی از شخصیت های بزرگ و تاریخی عمالقه
را ذکر خواهم کرد
1. سمیدع بن لاوذ بن عملیق
که با قبائل یمنی در حال جنگ بود.
2.اباغ بن قطورا بن هوبر عملیقی
از عمالقه ی مشهور در عراق که امروزه چشمه ی اباغ در عراق را به او نسبت میدهند.
3.عمرو بن ظرب ابن حسان بن أذينة بن السميدع بن هوبر العمليقي
او بر شام حکومت کرد و در جنگی که با ( جذیمه ی وضاح) پادشاه عراق درگرفت کشته شد.
او پدر ( زباء) شاهبانویی است که بین عرب های پیش از اسلام بسیار مشهور بود.
و گویند این زباء همان (زنوبیا) ملکه ی کشور تدمر زن اذینه پادشاه عرب کشور تدمر یا همان (پالمیرا)می باشد.
4.عمره بنت اسعد بن اسامه عملیقی
زن حضرت اسماعیل بن ابراهیم (علیهم السلام) بود
که اسماعیل(علیه السلام) او را به دستور پدرش ابراهیم (علیه السلام) طلاق میدهد.
5. هاجر مادر حضرت اسماعیل علیه السلام
گویند که هاجر نیز از نسل یکی پادشاهان مصر از نسل عمالقه می باشد.
6. معاویه بن بکر عملیقی
وهمچنین بسیاری از شخصیت های دیگر.
پ.ن:البته ايها تژاد آنوناكي هستند ولي كيه باور كنه .حالا من ميگم .اين چه نژاديه كه آثارش نيست و بقيه نسل ها هستند؟
فوتوریسم چیست؟
فوتوریسم چیست؟ («فوتوریسم» یعنى اعتقاد به دوره آخر الزمان و انتظار ظهور منجى غیبى و مصلح بزرگ جهانى)
امید و آرزوى پیروزى نهایى حق بر باطل، صلح بر جنگ، عدالتبر ظلم، برقرارى ارزشهاى انسانى و تشکیل مدینه فاضله یا «آرمانشهر» و به عبارت دیگر «فوتوریسم» در همه ادیان زمینى و آسمانى با اختلاف اندکى وجود دارد و یکى از مشترکات تمامى ادیان و مذاهب است. در همه ادیان به آینده درخشان و آمدن مصلحى جهانى در آخرالزمان نوید داده شده است. «فوتوریسم» یعنى اعتقاد به دوره آخر الزمان و انتظار ظهور منجى غیبى و مصلح بزرگ جهانى از مسایلى است که در بحثهاى تئولوژیک تمام مذاهب و ادیان درباره آن بحث و گفتگو شده است. همه ادیان در آن مشترکند اما در مصداق آن اختلاف وجود دارد. سمت و سوى جهان بشریت علىالعموم رو به پیروزى عدالت و نجات قطعى انسانها و نابودى حتمى ظلم و ظالم مىرود و همین «انتظار» است که عامل نیرو بخش و ایمان بخش به ستمدیدگان است و باعث امیدوارى آنها به پیروزى مىشود. این ایمان قطعى نه تنها آنها را بىمسؤولیت و منفى بار نمىآورد بلکه به آنان نیرو و قدرت و اطمینان به پیروزى مىدهد.
در کتاب «روش جوک» از کتب هندویان آمده است: «سرانجام دنیا به کسى برگردد که خدا دوست دارد و از بندگان خاص او باشد و نام او «فرخنده و خجسته» باشد.»1
هندوها مصلح را «مظهر ویشنو» به معناى مظهر دهم مىدانند و آوردهاند: «این مظهر ویشنو در انقضاى کلى یا عصر آهن سوار بر اسب سفیدى در حالى که شمشیر برهنه درخشانى به صورت ستاره دنبالهدار در دست دارد ظاهر مىشود و شریران را تماما هلاک مىسازد و خلقت را از نو تجدید و پاکى را جعتخواهد داد… این مظهر دهم در انقضاى عالم ظهور خواهد کرد.»۲ در کتاب دیگرى به نام «باسک» که از کتب هندوهاست آمده: «دور دنیا تمام شود به پادشاه عادلى در آخرالزمان که پیشواى فرشتگان و پریان و آدمیان باشد و راستى حق با او باشد و آنچه در دریا و زمینها و کوهها پنهان باشد همه را به دست آورد و از آسمان و زمین آنچه باشد خبر مىدهد و از او بزرگتر کسى به دنیا نیاید»3. «شاکمونى» پیغمبر هندوها در کتاب مذهبى خود مىگوید: «پادشاهى دولت دنیا به فرزند سید خلایق دو جهان «کشن» بزرگوار تمام شود و او کسى باشد که بر کوههاى مشرق و مغرب دنیا حکم براند و بر ابرها سوار شود و دین خدا یک دین شود و دین خدا زنده گردد».4
در کتاب «دداتک» از کتب مقدس برهمائیان آمده است: «دستحق درآید و جانشین آخر «ممتاطا» ظهور کند و مشرق و مغرب عالم را بگیرد همهجا و خلایق را هدایت کند.»5
جاماسب در کتاب «جاماسبنامه» از زرتشت نقل مىکند که مىگوید: «مردى بیرون آید از زمین تازیان… و بر آیین جد خویش با سپاه بسیار روى به ایران نهد و آبادانى کند و زمین را پر داد کند و سوشیانس «نجاتدهنده بزرگ» دین را به جهان رواج دهد. فقر و تنگدستى را ریشه کن سازد. ایزدان را از دست اهریمن نجات داده، مردم جهان را هم فکر و هم گفتار و هم کردار گرداند.»6 در کتاب «زند» کتاب مذهبى زرتشتیان در این باره آمده است: «لشکر اهریمنان با ایزدان دائم در روى خاکدان محاربه و کشمکش دارند و غالبا پیروزى با اهریمنان باشد… آنگاه پیروزى بزرگ از طرف ایزدان مىشود و اهریمنان را منقرض مىسازند… و بعد از پیروزى ایزدان و برانداختن تبار اهریمنان، عالم کیهان به سعادت اصلى خود رسیده بنى آدم بر تخت نیکبختى خواهند نشست.»7
در «مزامیر» داود چنین مىخوانیم: «… زیرا که شریران منقطع خواهند شد، اما متوکلان به خداوند وارث زمین خواهند شد. هان! بعد از اندک زمانى شریر نخواهد بود. در مکانش تامل خواهى کرد و نخواهد بود. اما حکیمان (صالحان) وارث زمین خواهند شد… و میراث آنها خواهد بود تا ابد الاباد… زیرا «متبرکان خداوند» وارث زمین خواهند شد اما ملعونان وى منقطع خواهند شد.»8
در «تورات» آمده است: «و نهالى از تنه یسى9 بیرون آمده، شاخهاى از ریشههایش خواهد شکفت و روح خدا بر او قرار خواهد گرفت… مسکینان را به عدالت داورى خواهد کرد و به جهت مظلومان زمین براستى حکم خواهد کرد… گرگ با بره سکونتخواهد کرد و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر پروارى با هم، و طفل کوچک آنها را خواهد راند. و در تمامى کوه مقدس من، ضرر و فسادى نخواهند کرد زیرا که جهان از معرفتخداوند پر خواهد شد…10 به منظور گرد آوردن طوایف بشر بر یک دین حق، سلاطین دول مختلفه را نابود کنم. آن وقتبرگردانیم به قومها لب پاکیزه براى خواندن همه به نام خداى و عبادت کردن ایشان به یک روش.»11
در «انجیل» چنین مىخوانیم: «کمرهاى خود را بسته، چراغهاى خود را افروخته بدارید و شما مانند کسانى باشید که انتظار آقاى خود را مىکشند که چه وقت از عروسى مراجعت کند. تا هر وقت آید و در را بکوبد، بى درنگ براى او باز کنند. خوشا به حال آن غلامان که آقاى ایشان چون آید، ایشان را بیدار یابد… پس شما نیز مستعد باشید زیرا در ساعتى که گمان نمىبرید پس ایشان مىآید…12 چون برق که از مشرق بیرون مىآید و تا مغرب ظاهر مىگردد. آمدن فرزند انسان نیز چنین خواهد بود… خواهند دید فرزند انسان را بر ابرهاى آسمان که مىآید با قدرت و جلال عظیم… 13 و چون فرزند انسان در جلال خود خواهد آمد با جمیع ملائکه مقدسه بر کرسى بزرگى قرار خواهد گرفت…»14
در یکى از اناجیل مورد قبول مسیحیان پروتستان ضمن وصایاى مسیح، علیهالسلام، به شمعون پطرس این طور مىگوید: «اى شمعون خداى به من فرمود: ترا وصیت مىکنم به سید انبیا که بزرگ فرزندان آدم و پیغمبر امى عربى است و بیاید ساعتى که فرج قوى گردد و نبوت بسیار شود و مانند سیل جهان را پر کند.»15
قرآن کریم با قاطعیت تمام از پیروزى نهایى دین حق بر تمامى ادیان سخن گفته است:
«هو الذى ارسل رسوله و دین الحق لیظهره علىالدین کله بالهدى و لوکرهالمشرکون.»16
اوست آنکه پیمبرش را به رهبرى و کیش حق فرستاد تا بر کیشها همگى چیره گرداندش چه شرکورزان ناخوش دارند. 17
قرآن، وراثت زمین را براى بندگان صالح خداوند وعده داده است:
«و لقد کتبنا فىالزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادى الصالحون»18
و هر آینه در زبور پس ذکر نوشتیم که زمین را بندگان شایسته من ارث برند.
خداوند در قرآن، بر مستضعفان زمین منت مىگذارد و آنها را پیشوا و وارث قرار مىدهد:
«و نرید ان نمن علىالذین استضعفوا فىالارض و نجعلهم ائمة و نجعلهمالوارثین.»19
و خواهیم منت نهیم بر آنانکه ناتوان شمرده شدند در زمین و آنان را پیشوایان وارث برندگان بگردانیمشان.
آیات 55 سوره نور، 128 اعراف، 54 مائده و نیز آیات دیگر در همین زمینه نشان مىدهد که این اندیشه در قرآن به طور جدى و قوى حضور دارد.
این اندیشه به تفسیر استاد شهید آیةالله مطهرى:
«بیش از هر چیز مشتمل بر عنصر خوش بینى نسبتبه جریان نظام طبیعت و سیر تکاملى تاریخ و اطمینان به آینده و طرد عنصر بدبینى نسبتبه پایان کار بشر است.»20
امید و آرزو به تحقق این نوید و پایان خوش براى جهان در زبان روایات اسلامى «انتظار فرج» نامیده شده است.
پىنوشتها:
_________________________
1. روزنامه همشهرى، ویژه میلاد حضرت مهدى، علیهالسلام،16 دى 1374.
2. اوپانیشاد، ص737.
3. روزنامه همشهرى،16 دى 1374.
4. همان،26 دى1373، به نقل از مصلح جهانى، سید هادى خسروشاهى.
5. همان،16 دى 1374.
6. جاماسب نامه، ص 121.
7. روزنامه همشهرى،26 دى1373، به نقل از مصلح جهانى.
8. عهد عتیق، کتاب مزامیر، مزمور37.
9. یسى، به معناى قوى ، نام پدر حضرت داود، علیهالسلام، ر. ک: قاموس مقدس، ص 951.
10. تورات، اشعیاى نبى، فصل 11.
11. تورات، صفیاى نبى، فصل3.
12. انجیل لوقا، فصل 12.
13. انجیل متى، فصل 24.
14. همان، فصل 25.
15. روزنامه همشهرى،26 دى1373، به نقل از: خسزوشاهى، سیدهادى، مصلح جهانى.
16. سوره صف(61) آیه9، همچنین ر. ک: سوره توبه(9) آیه33 و سوره فتح(48) آیه 28.
17. تمامى ترجمههاى آیات با استفاده از ترجمه مرحوم سید کاظم معزى است.
18. سوره انبیاء(21) آیه105.
19. سوره قصص(28) آیه5.
20. ر. ک: مطهرى، مرتضى، قیام و انقلاب مهدى از دیدگاه فلسفه تاریخ، ص6.
منبع : ShiaStudies.com
http://www.apocalypse.ir/post-20.aspx
جنگ، جاسوسی فراروانی « سایکیک »
جنگ و جاسوسی فراروانی
«دن مري ودر»، ستارهي موسيقي راك، قدرتهاي حيرتآور سايكيك خود را كشف نمود. «سفرهاي ذهني خروج از جسم» او باعث فاش شدن پايگاههاي شوروي و آمريكا براي تكوين تسليحات مرگبار سايكيك گرديد. اكنون روسيه به دنبال اوست. آمريكا يكي از ژنرالهاي سايكيك خود را براي جستوجوي او گسيل داشته است. در نظر سوداگران جنگ، او نهايت يك اسلحهي رعبآور است، اما اين اسلحه در مخفيگاه عجيب و وحشتناك منتظر است و براي آيندهي دنيا نقشه ميكشد».
اين كلمات قسمتي از تبليغات پشت جلد داستان حيرتآوري موسوم به «ستارهي آتش» نوشتهي «اينگو سوان» است كه اولين جنگ رواني جهان را تعريف ميكند. با اين كه اين اولين داستان كوتاه اوست، اما سوان در بازار ادبيات تازهوارد نيست. استعداد اين فرد ابرسايكيك، معمولي نيست و او تاكنون علاوه بر زندگينامهي خود، بيست و چهار كتاب ديگر دربارهي موضوعات سايكيك و نيروهاي ماورائي نوشته است. از اين حيث، يقيناً ستارهي آتش داستاني منحصر به فرد است. زيرا اين كتاب را فردي مافوق سايكيك دربارهي يك مافوق سايكيك نوشته و به گفتهي خود سوان، به همان اندازه كه جذاب است، اخطار هم محسوب ميشود.
اينگو سوان از نژاد افراد نادري است كه در پيش از يك مورد، صاحب تواناييهاي سايكيك هستند. (به همين دليل به او سوپر يا ابرسايكيك نيز گفته ميشود.) او نه تنها از قدرتهاي فرارواني (ESP) و PK بهرهمند است بلكه به علت سابقهي علمياش ميتواند با بيطرفي دربارهي قابليتها و بينش نافذ خود بنويسد و توضيح دهد. در حقيقت اين افكار سوان است كه تا اين اندازه كتاب ستارهي آتش را مسحوركننده ساخته است. تأكيد بر اين موضوع لازم است كه كتاب او يك داستان تخيلي نيست، چرا كه بر اساس تجربيات وي به عنوان يك سايكيك و يك محقق سايكيك، نوشته شده است.
موضوع اصلي اين كتاب جاسوسي سايكيك (فرارواني) است. آيا يك فرد سايكيك تعليم ديده قادر است ذهن خود را صدها مايل دورتر از بدنش متمركز كرده و اسرار پايگاههاي نظامي را ديده و گزارش نمايد؛ يا در ذهن طراحان سوقالجيشي دشمن نفوذ كند و يا حتي با نيروي PK بتواند رايانههايشان را دستكاري نمايد؟ به عقيدهي سوان، اينها امكانات واضحي هستند. او اشاره ميكند كه سالها فراروانشناسان از خود سؤال ميكردند كه كاربردهاي علمي ESP و PK چه ميتواند باشد و به همين دليل نيز فكر اين كه بتوان افراد سايكيك را در عمليات مخفيانهي جاسوسي به كار گرفت، چندان هم بيهوده نيست. در واقع، موضوعي كه چنين با حرارت در كتاب ستارهي آتش بيان شده، بر مبناي پژوهشهايي است كه سوان شخصاً در عرض چندين سال در مؤسسهي تحقيقاتي استنفورد با آنها سروكار داشته است.
«سوان» چه نظري دربارهي كتاب و پيامش دارد؟
در ماه مي سال 1978، هنگامي كه سوان براي تبليغ ستارهي آتش به لسآنجلس آمده بود، با او دربارهي كتابش مصاحبهاي انجام شد. اينگوسوان كه ظاهري گيرا دارد و غير از اين كه فرد سايكيك و هنرمندي برجسته است، شخصيتي جذاب و صريح و پرحرف نيز هست. در ضمن صراحت لهجهي او نيز در تضاد با صداي آرام و لهجهي غربياش است.
اولين سؤالي كه از او پرسيده شد، سؤالي واضح بود: «چقدر از داستان شما بر اساس تجربيات سايكيك شخص شماست؟»
سوان كه گويا منتظر چنين سؤالي بود پاسخ داد: «تقريباً همهي آن. البته تنها مورد تخيلي آن، طرح اصلي، شخصيتها و شدت نيروهاي سايكيك آن است. اما در اين كتاب هيچ چيز بدون مدرك و فرضيهاي علمي بيان نشده است و براي نوشتن آن به خوبي تحقيق شده است».
البته همچنان كه قبلاً اشاره شد، توطئهي ستارهي آتش دربارهي جنگافزار سايكيك است. اين كتاب تنها يك شيوهي منحصر به فرد داستاني نيست، چرا كه بسياري از نظريهپردازان وقايع آينده گمان ميكنند كه جنگ بعدي، جنگي سايكيك خواهد بود و حتي دربارهي نقشههاي جنگي يك چنين برخوردي، سناريوهايي نيز ساخته و پرداختهاند. آيا ميتوان با موفقيت، ذهن تحريك شده را همچون اسلحهاي به كار گرفت آيا جاسوسي سايكيك ميتواند جاي ردا و خنجر جاسوسي «ماتاهاري» گونه را در طي دو جنگ جهاني بگيرد؟ اينها سؤالاتي هستند كه بسياري از نويسندگان علمي ـ تخيلي گذشته و نظريهپردازان كنوني وقايع آينده مطرح ميكنند. اما اين موضوعات را هيچ يك، به اندازهي سوان در داستانهايشان نپروراندهاند.
از سوان كه مشتاق صحبت دربارهي اين احتمالات بود، سؤال شد: «آيا شخصاً فكر ميكنيد كه مبارزات جنگ بعدي در سطوح سايكيك و نظامي صورت پذيرد؟»
سوان توضيح داد: «فكر ميكنم هماكنون در مراحل پيشرفتهي اين جنگ قرار داديم. روند وقايع در طي سال گذشته و پي بردن به اين كه شوروي (سابق) نيز مشغول چنين پژوهشهايي است و اين حقيقت كه ديگر استفاده از بمبهاي نوتروني و اتمي در روي زمين ميسر نيست، ما را به اين فكر مياندازد كه به جاي بناها، بدنها، لشكرها و نابودي آنها، ذهن آدمي هدف مطلوب خواهد بود».
كنترل انسانها از طريق كنترل ذهن، اين روزها بسيار مورد تحقيق قرار گرفته و البته اين خود، مرحلهاي از تسليحات سايكيك است. در حال حاضر حضور افراد استثنايي و سايكيكهاي فوقالعاده قدرتمند، ديگر ضروري است».
تشريح اين احتمالات از سوي سوان بياختيار انسان را در اين انديشه فرو ميبرد كه آيا آدمهاي عادي كوچه و بازار اين اخطارها را نيز علمي ـ تخيلي تلقي خواهند كرد. اما اين تنها سوان نيست كه ميپندارد ما به زودي خود را در ميان جنگي سايكيك خواهيم يافت. بلكه ديدگاهي تقريباً مشابه از جانب «دوآن الگين» ارائه شده است. وي كه نظريهپرداز وقايع آينده است، يكي از اعضاء انجمن تحقيقاتي استنفورد و از موفقترين افرادي است كه داراي قدرت مشاهده از راه دور هستند. الگين پيشگويي كرده، از آن جا كه به نظر ميرسد ما همگي صاحب توانمنديهاي فرارواني هستيم، احتمال ميرود تا دههي 1990 جنگ فرارواني داخلي ميان صاحب قدرتان نظامي ـ صنعتي كشورمان و گروهي چريكي از راديكالهاي سايكيك روي دهد. اين اشخاص راديكال از ESP براي ايجاد اختلالات ذهني در بين فرماندهان برگزيدهي دشمن استفاده خواهند كرد و براي خرابكاري در رايانهها، ماهوارهها و سيستم سلاحها، نيروهاي سايكوكينتيك را به كار خواهند برد. الگين نيز مانند سوان عقيده دارد كه از ارتش پيشاپيش اقدام به پژوهشهاي محرمانهي فراروانشناسي كرده است.
البته كه سناريوي الگين به هيچ وجه بدون اعتراض نمانده است و يكي از فراروانشناسان بنام كه گزارش الگين را خوانده بود، آن را چرندياتي ناب توصيف كرد. او چنين اشاره كرده كه پديدههاي سايكيك بسيار ناپايدار و كنترلناشدني است و اثرات آنها بيشتر از آن ضعيف است كه براي اهداف نظامي مورد استفاده قرار گيرد.
با همهي اين احوال، پيشگوييهاي الگين با باور كلي داستان ستارهي آتش و نقش احتمالي كه قهرمان سايكيك آن در جنگ بزرگ بعدي خواهد داشت، هماهنگ است. اين كه پيشگوييهاي دو متفكر نظريهپرداز مستقل در زمينهي سايكيك دربارهي آيندهي سايكيك بشر به يك نحو متحول شده باشد، نگرانكننده به نظر ميرسد و همان طور كه سوان توضيح داد: «جنگ هستهاي ديگري ممكن نيست. قدرتهاي جهاني بسيار در موازنه قرار داشته و سيستمهاي دفاعي بيش از اندازه خودكار شدهاند. حملهي هستهاي يكي از كشورها باعث نابودي همه چيز خواهد شد، چرا كه اقدامات تلافيجويانه در پي خواهد داشت.
از اين رو كاملاً واضح است كه قدرتهاي نظامي بايد روشهاي جنگي جديدي را ابداع كنند و يكي از اين روشها كنترل ذهن است كه مستقيماً به پديدههاي فرارواني ختم ميشود».
البته موضعگيري سوان بلافاصله باعث ميشود از خود بپرسيم كه آيا همان گونه كه الگين ميگويد، ارتش آمريكا در پي پژوهشهاي فراروانشناسي، به ويژه مشاهده از راه دور نيست؟ در طي جنگ جهاني دوم، ارتش آمريكا با دكتر «جي.بي. راين» (بنيانگذار فراروانشناسي نوين) تماس گرفته و از او خواسته بودند تا ببيند آيا ميشود سگها را از نظر رواني طوري تربيت كرد كه بتوانند مكان معادن را شناسايي كنند؛ هزينهي اين كار را نيز محرمانه به او پرداخته بودند. در آن زمان، دكتر راين هنوز گهگاه در زمينهي ESP و PK در دانشگاه دوك تحقيقاتي به عمل ميآورد.
از سوان سؤال شد: «آيا فكر ميكني كه ارتش ما به مشاهده از راه دور علاقهمند باشد؟». پاسخ وي قطعي نبود: «در اين زمان، بايد هم بگوييم بله و هم خير. يقيناً افراد بسيار علاقهمندي در اين جا و آنجا يافت ميشوند. با اين حال اكثر مردم هنوز نميتوانند آن را باور كنند. كاري كه ميبايست انجام دهيم اين است كه تعداد بيشتري از مردم را وادريم تا تجربهي مشاهده از راه دور را بارها تكرار كنند تا زماني كه به حقيقت دريابند كه در وجود آدمي، اين سطح آگاهي ناشناخته وجود دارد. زماني كه مشاهده از راه دور مسجل گردد، آن وقت توجه ارتش بدان معطوف خواهد شد. اين كه ارتش مايل به دانستن در اين باره نباشد، قابل تصور نيست. منظورم اين است كه چگونه ميشود گفت، دانشمندان و فراروانشناسان دربارهي فراروانشناسي تحقيق كنند، اما ارتش در پي آن نباشد؟ پژوهش فراروانشناسان به اين علت است كه اين موضوع برايشان واقعيت دارد. اگر ارتش آن را باور كند، به دنبال تحقيقات دربارهي آن خواهد بود».
سوان ميبايست توانايي بالايي در سايكيك بودن داشته باشد، چرا كه بدون شك او موفقترین مشاهدهگر كشور بود… به قدري موفق كه حداقل چند تن از دنبالكنندگان وقايع سايكيك اظهار داشتند كه خود سوان در جاسوسيهاي فرارواني، همانند داستان ستارهي آتش دست داشته است.
«به عقيدهي شما كتابتان بيشتر تخيلي است، يا هشداردهنده و پيشبيني كننده؟»
پيدا بود كه سوان دربارهي اين سؤال بسيار انديشيده بود، لذا چنين استدلال كرد: «ظاهراً اثري تخيلي است، اما كتابي است كه بر اساس تجربيات شخصي نوشته شده و احتمال وقوع حوادث آن زياد است. منظورم اين نيست كه جنگي سايكيك نظير آنچه در كتاب گفته شده رخ خواهد داد. احتمالاً اين گونه نخواهد شد. به عنوان مثال، دن مري ودر كه يك فرد (مافوق) ابرسايكيك است، از نيروهاي فوقالعادهاي به عنوان يك فرد برخوردار است. شواهدي وجود دارد كه در آينده، نيروي مافوق سايكيك متشكل از گروهي افراد سايكيك خواهد بود كه با يكديگر كار ميكنند.
ما شواهدي بر تأييد اين فرضيه در دست داريم كه وقتي عدهاي افراد سايكيك با يكديگر و گروهي به كار ميپردازند، مجموع انرژيهاي فرارواني آنها و نتايج حاصله، بيش از نتايج كار به صورت فردي است. اگر زماني موفق به يافتن روش تعليم پديدههاي فراروانشناسي شويم، بايد انتظار داشته باشيم كه يك فرد تعليميافته بتواند كارهاي بزرگي انجام دهد. اما آنچه اميدوار به يافتن آن هستيم يك ابرسايكيك واقعي است كه آن هم گروهي از افرادي است كه با يكديگر كار ميكنند.»
براي هر فرد منطقگرايي، بعيد به نظر ميرسد كه عليرغم وجود پديدههاي فراروانشناسي، اين پديدهها آن چنان مهار بشوند كه ارتش بتواند در جنگ آتي، روي استفاده از آنها حساب كند. بسياري از فراروانشناسان، هرگز به شواهدي تجربي برنخوردهاند كه توانمنديهاي سايكيك براي منافع عملي مورد استفاده قرار گرفته باشند، مگر در موارد نادر و تحت شرايطي بسيار مناسب. اما يك نظريهپرداز، به هيچ وجه نميتواند اين احتمال را رد كند كه روزي ممكن است نيروهاي يك ابرسايكيك به گونهاي متحول شود كه از هر آنچه سابقاً ديده شده فراتر رود و يا عدهاي از محققين آينده بتوانند راهي براي مهار مؤثر پديدههاي مافوق طبيعي به دست آورند.
و امروز تنها چيزي كه ميتوان انجام داد اين است كه منتظر ماند و آينده را ديد و كتاب ستارهي آتش را همانند كتابهاي «ژول ورن» و «جورج اورول» دانست كه تلفيقي غريب و لاينفكي از علم، علوم تخيلي و پيشگويي است.
مطالبي كه در بالا آورده شد مباحثي بودند كه حدود بيست سال پيش به صورت شايعاتي داغ بر سر زبانها بوده و در بسياري از جوامع غربي، عليالخصوص جوامع علمي و خبري از آن سخن به ميان ميآمده است.
همهي اين مطالب، دربارهي ابرسايكيكها، جاسوسي از طريق افراد سايكيك و قابليتهاي فرارواني آنها، مشاهده از راه دور، جنگافزارهاي فرارواني و كنترل ذهن به وسيلهي پديدههاي فراروانشناسي، يقيناً در آن زمان گيجكننده به نظر ميرسيدند. بدون شك تصور به حقيقت پيوستن نظرياتي كه سوان در گفتوگوها و كتابش عنوان ميكرده، وحشتانگيز بودهاند… اما با همهي اين اوصاف، امروزه شواهد محكمي وجود دارد كه نشان ميدهند اين پيشگوييها از مرز ميان علم واقعي و علم تخيلي فراتر رفته و بسياري از نظريههايي كه روزي خيالي بيش به نظر نميرسيدند، به واقعيت پيوستهاند. هماينك اخطاري كه سوان در آن سالها دربارهي خطر به كارگيري نيروهاي سايكيك ميداده به حقيقت پيوسته است.
«صرف بودجههاي كلان، ايجاد آزمايشگاههاي بسيار مجهز، محرمانه شدن تحقيقات، جذب افراد مستعد از سراسر جهان به مراكز تحقيق در كشورهاي مذكور، اشارات كنترل نشده برخي از رهبران سياسي به دانش و ابزار آن، اعترافات برخي از دانشمندان مشهور به واقعيتهاي مربوطه، نشانههايي از آنچه در پشت پرده ميگذرد، دارد. مثلاً چند سال پيش يكي از دانشمندان برجستهي آمريكايي پس از اختلاف نظرهايي كه با سازمان سيا داشت، در مطبوعات آمريكا اعلام كرد كه سيا بيش از دويست هزار نفر از سوژههاي سايكيك ـ افرادي كه داراي تواناييهاي حساس و فوقالعادهي مغزي و ذهني هستند ـ را در اختيار دارد و در بسياري از عملياتهاي سيا در سطح جهان از اين افراد به صورت مشورتي يا اجرايي كمك گرفته است».(1) همه و همهي اين اطلاعات تأكيدي است بر واقع شدن پيشگوييهايي كه دربارهي آيندهي بهكارگيري نتايج تحقيقات فرارواني شدهاند كه البته آن پيشگوييها نيز بياني بوده از آنچه كه عيان بوده است.
نويسنده: فريبا – جليليان
منبع: سایت – باشگاه اندیشه – به نقل از فصلنامه علوم باطني،شماره 4،5
پينوشت: برگرفته از مكتوبات محققين مركز مطالعات و تحقيقات انرژيزايي ـ روحزايي.
اکنون دپارتمانی به نام امنیت فراروانی روسیه وجود داره که رئیس جمهور و غیره را از این جور حمله ها محافظت میکنه. و سلاح هایی دارند که میتوانند فرد را به جنون بکشانند و روی dna شخص تاثیر بگذارند. اشخاص ساکیک پیشرفته هم میتوانند بر محیط جوی و فیزیکی تاثیر وارد کنند.
یک نمونه هم از جاسوسی فراروانی که در پیدا کردن صدام در زمانی که مخفی شده بود هست.